ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٨٥
اللّه محمدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم، ان ينصب عليا عليه السلام للناس.
فيخبرهم بولايته. فتخوف رسول اللّه، صلى اللّه عليه و آله و سلم ان يقولوا:
حاجى ابن عمه و ان يطعنوا فى ذلك عليه فاوحى اللّه اليه هذه الآيه، فقام بولايته يوم غدير خم».[١] نص را نقل كردم چون مىبينم نوار هست و دوست دارم اين نصوص به يادگار بماند. مىگويد، عياشى در تفسيرش با سندش ازاينروات نقل مىكند: از عبد اللّه بن عباس و جابر بن عبد اللّه انصارى، كه هر دو از صحابه بزرگوار پيغمبر هستند. گفتند، خدا به پيغمبر اسلام فرمان داد كه على را براى مردم به جانشينى بگمارد و به آنها اطلاع دهد كه على مولاى آنهاست. پيغمبر خدا نگران شد كه بگويند رياست هم به پسر عمويش به ارث رسيد و به اين وسيله در اسلام طعنه زنند. خدا اين آيه را به او وحى فرمود كه اى پيغمبر، نگران مباش! خدا پس از اين اعلام، جامعه اسلامى را از گزند اين طعنه مصون خواهد داشت.
براى اينكه دوستان توجه كنند كه نه فقط علماى شيعه شأن نزول اين آيه را در مورد داستان غدير ذكر كردهاند، بلكه علماى معروف سنت و جماعت هم همين مطلب را گفتهاند، سخنى را از امام فخر رازى كه از علماى بزرگ سنى و اشعرى قرن ششم است نقل مىكنم. او در تفسير كبيرش در تفسير اين آيه مىگويد، در شأن نزول اين آيه ده نوع سخن گفته شده است ... «العاشر: نزلت الآيه فى فضل على بن ابيطالب عليه السلام، و لما نزلت هذه الآية اخذ بيده و قال: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم و ال
[١] -. شيخ طبرسى، تفسير مجمع البيان، ج ٣، ص ٣٨٢.