ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٩
ولى لااقل درصد زيادى از مختصات اينجامعه در سرزمين عربستان و اصلا در دنياى آن روز، نو و جديد و تازه است. رهبر و زمامدار اين جامعه، پيغمبر اكرم، صلوات اللّه و سلامه عليه، است. پيوند و ارتباط اين رهبر با اعضاى اينجامعه، از ولاء به معناى محبت قلبى و صميمى آغاز شده، و به ولاء به معناى زمامدار لازم الاطاعة و واجب الطاعة خاتمه يافته است. وقتى پيغمبر آمد، اصلا مسأله «اطيعوا الرسول» مطرح نبود. تمام آيات «اطيعوا الرسول» مربوط به دوران مدينه است. در دوره مكه اين حرفها نيست. آنجا عشق و محبت و صميميت است و به فرمان اطيعوا الرسول نيازى نيست. در مكه پيروان پيغمبر دلباخته اويند و از صميم قلب دوستش دارند. تعداد آنها هم اندك است. مسؤوليت اجتماعى هم در حدى معين و محدود است و هنوز به نظام اجتماعى انسانى نرسيدهاند تا دايره مسؤوليت خيلى بالا برود و خيلى گسترش و دامنه پيدا كند. لذا در هيچيك از آيات مكّى «اطيعوا الرسول» نمىبينيم «اطيعوا الرسول» ها مربوط به وقتى است كه رابطه ميان مسلمانان و پيغمبر از حد عشق به حد پيشوايى رسيد: پيشوايى كه بايد از او اطاعت كنند. يعنى، از ولايت به معنى محبت صميمى آغاز شد و به ولايت اجتماعى همراه با رهبرى پايان يافت. اين رهبر، كه پايههاى رهبرىاش در عشق درونى دلها گذاشته شده، از دنيا مىرود. حالا جامعه اسلامى بدون شك بايد براى ادامه حياتش رهبر داشته باشد. اما چه نوع رهبرى؟ در برابر اينجامعه چهار جور رهبر قرار گرفته: يك رهبرى كه درست مىتواند همان نقش پيغمبر را ايفا كند و