ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٤٢
و به عنوان سياست خارجى و مناسبات خارجى. در قلمرو داخلى، يك فرد داراى مليت رومانى، با فرد ديگر داراى مليت رومانى، همبستگى سياسى و اجتماعى و سرنوشت مشترك در زندگى اجتماعى دارند، آن هم به صورت نامحدود. اگر به راستى جامعه رومانى يك جامعه بههم پيوسته باشد، و اگر كسانى كه در داخل مرزهاى رومانى و قلمرو حكومت رومانى زندگى مىكنند به راستى يك امت تشكيل بدهند كه داراى يك امامت و يك هدف زندگى است، خودبهخود در مسائل ريز و درشت و مهم و عادى زندگى با يكديگر سرنوشت مشترك و پيوند گسستناپذير پيدا مىكنند. كمترين ضربهاى كه بر يك فرد از افراد امت رومانى وارد بيايد به تمام پيكر آن امت منتقل مىشود؛ گويى تمام آن امت اين ضربه را حس مىكند. ارتعاشات ناشى از اين ضربه در تمام ذرات تشكيل دهنده آن پيكر نمايان مىشود. حكومت باخبر مىشود و درصدد دفاع برمىآيد. عضو عادى جامعه رومانى هم باخبر مىشود و عاطفه و احساسات نشان مىدهد و آمادگى براى دفاع و همدردى و همكارى نشان مىدهد. در قلمرو سياست داخلى، پيوند ميان همه كسانى كه در آن قلمرو قرار دارند پيوندى است اصيل، محكم، فراگيرنده، شامل، و هيچ گوشهاى نيست كه از دايره نفوذ اين پيوند خارج بماند. اين مىشود ولايت. اين مىشود «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض.» ولايت يك مسلمان بر يك مسلمان ديگر. ولايت ميان امت و امام هم همين است. اصلا اينها از يك باب هستند. يعنى امت و امام چنان متوالى، در كنار هم، بههم پيوسته و