ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢١١
جمعبندى كانال سوم است و بعدا به آن مىرسم.
[يكى از حاضران:] در مورد مسأله غرقى، شايد اين طور باشد. ولى در عين حال، دور ركعت دوم نهايتا يك دقيقه و نيم بالا يا پايين مىشود و وقت مىگيرد.
اگر آدم ماشين از خودش داشته باشد و دلواپسى هم نداشته باشد چطور؟ يا اگر به شهر مقصد رسيد و خواست پنج يا شش روز در آنجا بماند چطور؟ چون در اين صورت ديگر نه عجلهاى دارد و نه هراس از اينكه به كارى نرسد.
من حالا نمىخواهم وارد اين مسأله بشوم و الّا همهاش را يكىيكى برايتان بيان مىكردم. به اين مقدارى كه شما موقع سؤال كردن از آن «خفتم» برداشت داشتيد و همين مقدارى كه باهم تا حالا آمديم اكتفا كنيد تا به سراغ اصل مطلب برويم. اگر بخواهيم در اين مسأله بمانيم طول مىكشد. البته من حرفى ندارم، اما اين كار كمى خلاف روال و رويه صحيح بحث است.
[يكى از حاضران:] مسافر را آزاد بگذارند. چون رأى قطعى فقها اين است كه اگر كسى نماز شكسته در سفر نخواند نمازش باطل است. مىشد براى نماز و روزه او را آزاد بگذارند.
نه! ما مرز را معين مىكنيم. مىگوييم حتما دو ركعت بخوان. اگر هم خيلى دلت مىخواهد نماز بخوانى، بايست و صد ركعت نماز مستحبى بخوان آقاى اسلامى!
[آقاى اسلامى:] من فكر مىكنم سؤال ايشان را اگر كمى تغيير بدهيم يك سؤال عمومى مىشود. يعنى، همه اين سؤال را دارند كه با اين فرمى كه الان بيان