ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٤٠
تلقين خونسردى و بىتفاوتى اين آسيبپذيرى را علاج كنيم. اين كار را نمىخواهيم بكنيم. پس چه كار كنيم؟ راهى درست كنيم كه مردم ما هم حساس باشند، هم شور داشته باشند، هم به دين عشق بورزند. شيعه به تشيعش عشق بورزد، به مولايش على عشق بورزد، به مولايش امام صادق (ع) عشق بورزد، به ائمه هدى و پيغمبر پاك، سلام الله عليهم اجمعين، عشق بورزد، به قرآن عشق بورزد، به همه اينها عشق بورزد.
راستى ياد على، ياد حسين، براى او تكان دهنده شوقآفرين و گرمابخش باشد، اما آلت دست هم نشود. چه كنيم؟ فكر مىكنم راهى جز اينكه از نوع پدر سوم بشويم برايمان نمىماند. مىخواهيم شما دوستان تا آنجا كه ميسّر است بر ميزان آگاهيهاى اصيل و مستند خودتان نسبت به اسلام و تشيع بيفزاييد. آگاهيهاى اصيل يعنى آگاهيهايى كه از كتاب خدا و سنت قطعى رسول خدا و ائمه هدى گرفته شده باشد، نه آگاهيهايى كه مستند باشد به بافتههاى جاعلان حديث و وضّاعان حديث؛ يا مستند باشد به تمايلات منحرف كسانى كه با دين برايشان دكان زندگى شده و تشيع و ولايت برايشان وسيله جاهطلبى و اغفال ديگران شده؛ يا به علت سطحى بودن مثل گروه اول اغفال شوند و اسباب دست ديگران گردند. ما هرگز نمىتوانيم به تمايلات دينى اينها به ديده آگاهيهاى اصيل و مستند اسلامى و شيعى بنگريم. پيوند دوستان را با آيات خدا، كه «تتلى عليكم»- آياتى كه بر شما خوانده شود- بايد قوىتر كنيد. «و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم آيات اللّه». كارى كنيم كه آيات خدا بيشتر به گوششان بخورد؛ به آن بيشتر