ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٧٣
و رژيم مزدور آمريكا مانع از حاكميت اللّه و حاكميت اسلام و حاكميت قرآن بر اين سرزمين و اينجامعه هستند. البته درد فقر، درد تبعيض، رنج مشكلات اجتماعى هم بود. مردم ما اين را هم يافته بودند كه ثروتهايشان به غارت مىرود و بسيارى از آنها در رنج و فقر و محروميت زندگى مىكنند. مردم تبعيضها را مىديدند. محرومتر شدن پيوسته محرومان و چاق و چلهتر شدن فزاينده محروم كنندگان و استثماركنندگان را هم مىديدند. از اين هم رنج مىبردند. به طور جدى دنبال از بين بردن اين محروميت و اين تبعيض هم بودند. اما شعارهايشان يكجا و يكپارچه شعارهاى اسلام بود. به همين دليل، در اين انقلاب قشر متوسط هم كه نسبتا برخوردار بود و خيلى هم محروم نبود، حركت مىكرد و حضور داشت. در همان سالهاى ١٣٤١ تا ٤٣ هستههاى حركت از كسانى نبودند كه به خاطر نداشتن نان شب، انقلابى شده باشند. آنها از كسانى بوند كه حتى وقتى را كه مىتوانستند صرف كسب درآمد بيشتر كنند، دنبال كار درآمدآور نمىرفتند، بلكه مىآمدند دنبال كارهاى انقلابى. مثلا، پيشهورى بود كه حتى وقتى در مغازهاش را مىبست، مىدانست فردا چقدر او را اذيت مىكنند، اما درعينحال در مغازهاش را به عنوان اعتصاب و اعتراض، يا براى اينكه بيايد در برنامه مبارزاتى شركت كند، مىبست. تحليلهاى طبقاتى ماركسيستى حتى ذرهاى درباره انگيزههاى اينها صدق نمىكند. اين حرفها براى آنهايى خوب است كه در تاروپود اين جريانها نبودند. ما انگيزه اين برادران پيشهور متوسطى را كه در راه