ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٢٥
متصل به او نشناختهام. استدلال قوى و مطالب متقن البته ايمانآور است، اما بعد و برد اثرش به اندازه آن ايمان راستين تابنده و فروغدارى كه از قلب كانون و كانون قلب رهبر فرامىتابد نيست. لذا گاهى مىبينيد حتى يك رهبر كه مؤمن به راه خود است ولى راهش غلط است، موجى در تاريخ و در اجتماع ايجاد مىكند كه يك رهبر داراى تفكر صحيح اما فاقد آن ايمان تابنده، قدرت ايجاد چنان موجى را ندارد. شما خيلى راحت مىتوانيد در تاريخ معاصر اين سى- چهل سال اخير مطالعه كنيد و نمونههايى از اين چيزى را كه عرض كردم بيابيد. فكر نكنيد كه فقط در جامعه مردم ساده كمخبر چنين حالتى وجود دارد. نقش ايمان و فروغ ايمان، در تمام جامعههايى كه مىشناسم قابل شناخت و قابل لمس است. همهجا مسأله اين طور است. اصلا خاصيت ايمان اين است كه يك مغناطيس نيرومندى است كه چيزى را به نيرومندى او از نظر سازندگى نمىشناسم. بنابراين، يك عامل، بلكه عامل مهم در موفقيت يك نهضت، ايمان رهبر آن نهضت است؛ ايمانى كه قاطع، با فروغ و تابنده باشد. لذا آيه مىگويد، «آمن الرسول بما انزل اليه من ربه».
عامل دومى هم در موفقيت يك نهضت وجود دارد كه آن هم خيلى ايمانآور است: بينش درست رهبر نهضت در برخورد با حوادث، تفسير وقايع و تدارك و آمادگى براى برخورد با آن وقايع مىباشد. نهرو در كتاب انديشههاى نهرو، كه چند مصاحبه است، در يكى از مصاحبهها مىگويد ما نسبت به رهبرمان گاندى تجربه جالبى به دست آورده بوديم. اين تجربه