ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٠
شخصيتش، عشقش به حقيقت، سابقه پاك و درخشندهاش، فضيلتهاى انكارناپذيرش، به او اجازه مىدهد درست جانشين پيغمبر باشد. او فقط وحى نمى گيرد. چنين رهبرى هم يكى بيشتر نيست. اين را به عنوان يك شيعه نمىگويم. اين را به عنوان يك بررس تاريخ اسلام مىگويم. واقعا يكى بيشتر نيست و منحصر به فرد است. على (ع) و لذا مىبينيد مورخان غيرمسلمان هم وقتى منصفانه آمدند تاريخ اسلام را ورق زدند، همين را گفتند. يك انسان هست كه مىتواند بعد از پيغمبر اين نقش را ايفا كند، آن هم على (ع) است. اين درجه اول. شرط اينكه اين رهبر بتواند اين نقش را ايفا كند اين است كه زمينه سياسى موجود تيره و تار و گلآلود نشود. اگر تيره و تار و گلآلود مىشد ديگر اين رهبر نمىتوانست عملا رهبرى را در دست بگيرد. همه نگرانى پيغمبر در زمان حياتش، در سفارشهايى كه درباره ولايت و رهبرى على عليه السلام مىفرمود، مربوط به همين بود.
اگر مىشنويد كه پيغمبر نگران بود مسأله زمامدارى على چه مىشود، بدانيد نگرانى پيغمبر اين نبود كه اگر فرياد برمىآورد و علنا مىگفت، «آى مردم، على خليفه و جانشين من است!» مردم به جان پيغمبر سوء قصد مىكردند. نه! اينجور نيست. نگرانى پيغمبر اين بود ك اين اعلام زمامدارى على (على) مبادا با يك زمينه سياسى گلآلود روبرو شود و بعد نتواند به مرحله اجرا و عمل دربيايد. ولى بدون ترديد تنها رهبرى كه مىتوانست اين نقش عالى را ايفا كند و همچون پيغمبر رهبرى امت را داشته باشد على (ع) بود.