ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٣٩
طرز فكر مبارزه مىكند. به عنوان انتقاد، اين انديشه كج و غلط را از مخالفان پيغمبر اكرم، صلوة الله و سلامه عليه، نقل مىكند؛ آنها مىگفتند:
ما لهذا الرسول يأكل الطعام و و يمشى فى الاسواق"[١] آخر اين چه پيغمبرى است كه هم غذا مىخورد و هم در كوچه و خيابان راه مىرود؟ آنها هم از پيغمبر يك برداشت روحانى داشتند؛ يعنى بايد يكپارچه روح باشد، نه غذا بخورد و نه مثل آقاى معمولى توى كوچه و خيابان بيايد. قرآن اين انديشه را نفى مىكند، مىگويد: پيغمبر، عالم الهى، پيشتاز، پيشگام، رهرو و رهبر جامعه بايد مثل مردم باشد، مثل مردم غذا بخورد، مثل مردم توى كوچه و بازار بيايد، مردمى باشد، در ميان مردم باشد، با مردم باشد، همرنگ مردم باشد. در يك آيهاى ديگر كه اعتراض مىكنند كه: چرا خدا فرشتهاى را به عنوان پيغمبر نفرستاد؟ خدا در جواب مىگويد: اگر قرار بود روى زمين فرشتهها زندگى كنند و مىخواستيم براى فرشتهها پيغمبر بفرستيم البته يك فرشته مىفرستاديم؛ ولى براى شما آدميزادها، پسرها و دخترهاى آدم و حوا، اگربخواهيم پيامبر بفرستيم و رهبر، خوب بايد كسى باشد كه مثل شما باشد، با شما بنشيند، با شما برخيزد و با شما زندگى كند، با شما حرف بزند، به زبان شما صحبت كند، با فرهنگ شما حرف بزند، با آرمانها با نيازها، با ضعفها و با قوتهاى انسان روبرو بشود.
بنابراين، آنچه در اسلام داريم عالم اسلامى و عالم متعهد و فقيه عادل مخالف هواى نفس و مطيع امر مولاست. ولى به هر حال، بخواهيم يا
[١] - سوره فرقان آيه ٧