ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٨٦
من والاه و عاد من عاداه، فلقيه عمر، رضى اللّه عنه، فقال هنيئا لك يابن ابيطالب، اصبحت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنة. و هو قول بن عباس ... و محمد بن على.» مىگويد: قول دهم اين است كه اين آيه در فضيلت على بن ابيطالب، عليه السلام، نازل شده است. وقتى اين آيه نازل شد پيغمبر دست على را گرفت و بلند كرد و فرمود، هركس من مولاى اويم، على هم مولا و سرور و زمامدار اوست. خداوندا! دوستدار كسى باش كه على را دوست دارد و دشمن دار كسى را كه دشمن على باشد! عمر، على را ملاقات كرد و گفت، اى پسر ابو طالب، گوارا باد بر تو! امروز ديگر تو مولاى من و مولاى هر مرد و زن با ايمان هستى. و اين مطلب قول عبد اللّه بن عباس، از صحابه و امام باقر عليه السلام از تابعين است.
ملاحظه مىكنيد كه در تاريخ اسلام بر سر راه رهبر بزرگوار و پيشواى بزرگوار اسلام مسألهاى به جود آمده و آن بحرانى دو جانبه است. گاهى بحرانهاى يك جانبه است و حلش آسان است. ولى وقتى بحران دو جانبه شود حلش مشكل مىشود. پيامبر بر سر دو راهى است. اگر على (ع) به زمامدارى منصوب نشود، كيست كه بتواند اين نهضت را درست در مسير خودش نگه دارد؟ اگر على عليه السلام به زمامدارى منصوب شود، نگرانى پيدايش بحرانهاى سياسى داخلى هست.
براى اينكه دوستان بدانند نگرانى پيغمبر از كجا بود بخش ديگرى از تاريخ اسلام را نقل مىكنم. در آخرين سالهايى كه پيغمبر در مكه اقامت داشت، بخصوص پس از فتح مكه در سال هشتم هجرت- از فتح مكه تا