ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٤٦
«مگر» دوم اين است كه فرد يا گروهى خود را در معرض خطرى فورى از جانب يك گروه يا فرد، و به هر حال از جانب يك قدرت بيگانه ببيند و به رهبرى هم دسترسى نداشته باشد تا رهبرى تكليف را روشن كند. به بيان ديگر، فردى، گروهى، جناحى از امت اسلامى، در معرض خطر تهديد كننده فردى، گروهى، دولتى، امتى، قدرتى بيگانه قرار گرفته است. او بايد چه كند؟ اگر خود امام امت حضور داشت از او كسب تكليف مىشد. اگر نماينده امام و امامت حضور داشته باشد بايد از او كسب تكليف شود. اما در اين مورد، اينها حضور ندارند و نيستند. بايد خود اين فرد يا گروه يا جناح فورا تصميم بگيرند. اما چه تصميمى بگيرند؟ اين همان «مگر» دوم است. براى دفع خطر، به صورت ظاهرى مىتوانند به اينقدرت بيگانه يك دم خوشى نشان بدهند تا بعد وضع مشخص شود كه چه بايد كرد. در راه دفع خطر از فرد، گروه، جناح، يا گاهى كه اصلا خطر متوجه همه امت است. و هنوز رهبرى باخبر نشده، البته رهبرى آگاه در اين مواقع حتما آگاه مىشود، ولى حالا فرض كنيد دو ساعت طول مىكشد تا او باخبر بشود، در اين دو ساعت، جهت پيشگيرى از خطرى كه متوجه فرد يا گروه يا جناح يا همه امت اسلامى است و فرد يا گروه يا امت را تهديد مىكند، فرد يا گروه يا جناح مىتواند به صورت موقت تصميم بگيرد كه با قدرت بيگانه يك نوع همگامى و همراهى نشان بدهد، يك نوع سازش موقت نشان بدهد تا خطر برطرف شود، يا امامت و رهبرى باخبر شود و تصميم لازم را بگيرد و عمل لازم را انجام دهد. اين