ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٢
توده متوسط، خودبهخود، از زمينه مساعد براى رشد فضيلت و زندگى سالم برخوردار مىشوند، و ناپاكان در فساد غوطهور شده، خودبهخود به بيغولهها رونده مىشوند. اينها چندتا از آثار و مختصات طبيعى و ضرورى زمامدارى علىها در اجتماع است. هرروزى كه نمونه على در هر جامعهاى زمامدار شود، با هر درصدى كه آن زمامدار به على نزديك است، با همان درصدى هم اين خصوصيتها و اين مختصات تحقق پيدا مىكند؛ چه در يك واحد كوچك، چه در يك جامعه بزرگ. افراد درجه يك رهبرى، درجهيك تحزب و بههم پيوستگى و ولايت، درجه يك بعد از پيغمبر و خداى پيغمبر، همواره به جامعه مسلمانها هشيارباش دادند كه اى مسلمانها، اگر مىخواهيد از نهضت اسلام درست برخوردار شويد، شرط برخوردارى اين ولايت است! همه ما هم با كمال صراحت و قاطعيت مىگوييم ولايت ركن دين است. اما چه ولايتى؟ بحث ما سر كدام ولايت است؟ مىخواهيم ببينيم اين ولايت درست را چگونه بايد فهميد.
ريشهاش كجاست؟ از كجا شروع شد و به كجا آمد؟ ما خيلى بيش از كسانى كه درباره مسأله ولايت به صورت موطنى مىگويند و مىنويسند، حساسيت داريم و به آن اهميت مىدهيم. منتها، معتقديم ولايت به گفتنها نيست، به عمل كردنهاست. و اين است آن نتيجهاى كه امشب بايد با استناد به نصوصى از خود اين اولياء به آن برسيم. ملاحظه مىكنيد كه اين مسأله زمامدارى و رهبرى و پيوند رهبرى و پيروى، بعد از پيامبر چقدر اهميت دارد. ادامه صحيح و كامل نهضت مقدس اسلام در گرو اين ولايت