ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٧٩
وادارند و اگر نشد از پاى نايستند تا حكومتى سر كار آيد كه براى انجام وظائف خود قادر و كوشا باشد. اهميت واجب كفايى و تأثير فراوان آنها در پيشرفت جامعه و بهبود وضع و استوار ساختن پيوندهاى اجتماعى با تفصيل بيشتر و شمردن يكيك آنها بهتر روشن مىشود ولى چون دنبال بحث ديگرى هستيم از آن مىگذريم و فقط به آنچه مربوط به بحث فعلى است مىپردازيم.
يكى از نيامندىهاى ضرورى جامعه، ياد گرفتن و ياد دادن معارف و احكام دينى است. ياد گرفتن معارف و احكام دو مرحله دارد:
اول، در حدود احتياج شخصى. اين مرحله بر همه كس واجب عينى است: «طلب العلم فريضة على كل مسلم».
دوم، افزون بر احتياج شخصى و به اندازه لازم براى ياد دادن به ديگران. اين مرحله واجب كفايى است و در اسلام بسيار به آن اهميت داده شده است. بايد در ميان مسلمانان عده كافى به معارف و دين آشنا و براى ياد دادن آن به ديگران مجهز باشند. براى تأمين اين مقصود، دو جور ممكن است عمل شود: يكى آنكه هريك از افراد جامعه مقدارى از وقت خود را به ياد گرفتن قسمتى از معارف و احكام اختصاص داده، يكى به يك قسمت آگاه باشد و ديگرى به قسمت ديگر؛ به طورى كه همه باهم از مجموع معارف و احكام اسلامى آگاه باشند و هريك بتوانند آن قسمت را كه خود تحصيل نكرده از ديگرى كه كرده بپرسد و به عكس. ديگر آنكه عدهاى كوشش كنند و با صرف وقت بيشتر به همه معارف و احكام آگاه