ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٦٧
تحقيق كنيد. بنابراين، تو اى انسان مسلمان، در اين مسأله اعتقادى اگر خودت شايسته فكر و انديشه و تحقيق هستى، حق ندارى به جوابى كه فلان مرجع تقليد در مسأله عقيدتى نوشته ترتيب اثر بدهى و آن را بپذيرى و حرف فرد ديگرى را به استناد سخن او رد كنى. تو بايد ببينى دلايل آن دو نفر چيست. اگر عقلت مىرسد و اينقدر رشد دارى، فكر كن و يك نظر را انتخاب كن. اگر اين رشد را ندارى، مسأله را كنار بگذار! البته در مسايل اساسى بايد خودت اجتهاد كنى. در مورد خدا، پيامبر، امام، معاد، در اين مسايل اساسى خودت بايد با استدلال فهميده باشى و حق تقليد، حتى از مرجع تقليد، ندارى. در گسترده كردن و تفصيل اين مطالب هم باز حق تقليد ندارى. اگر اهل مطالعه هستى مطالعه كن تا به نتيجهاى برسى.
اگر اهل مطالعه نيستى و وقت و آمادگىاش را ندارى، مسأله را كنار بگذار نه اينكه تقليد كن. اين تقليد انحراف از توحيد است. از شما مىپرسم، كدام محفلى از محافل مردم ماست كه اگر چنين بحثى در آن پيش آمد و دستخطى از فلان آقا آوردند دهانها بسته نشود؟ جامعه ما از اين نظر چقدر توحيدى است؟ فرمول روشن است: تقليد در مسائل فرعى عملى درست و صحيح است. من بايد نماز بخوانم، من بايد معاملات داشته باشم، من بايد عقد و ازدواج داشته باشم، من بايد بدانم اين غذا را بخورم يا نخورم؛ اينها مورد احتياج عملى من است و مىخواهم حكم خدا را در اين باره بدانم. لذا يا بايد خودم اهل اجتهاد و تحقيق باشم يا چون مورد احتياج عملى من است ناچار بايد از يك كارشناس بپرسم. در مسايل