ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٠٥
زمامدار فقط با عينك پيغمبرى مطالعه بكنيد، خيلى اشتباه خواهيد كرد.
خيلى از داوريها و نارساييها در مطالعه زندگى پيغمبر اسلام و تاريخ اسلام از همين جا سرچشمه گرفته كه نخواستهاند يا نتواستهاند ايشان را اين طور ببينند و اين پيغمبر چند شخصيتى را در هر جلوهاى با عينك متناسب با همان جلوه مطالعه كنند. عينا مثل اينكه شما بخواهيد همسران پيامبر را در جوّ گيرنده وحى مطالعه كنيد. اصلا به اشتباه مىافتيد. بايد پيغمبر را در هر جناحى با همان ديدگاه متناسب با آن شناخت. من هروقت پيغمبر اكرم را به عنوان يك رهبر سياسى و زمامدار با همان ملاكهاى سياستمدارى و زمامدارى مطالعه مىكنم، واقعا جلوه عظيم و عجيبى از پيغمبر در نظرم مىآيد، براى اينكه يك آدم كه از نظر سابقه، تا سن چهل سالگى هيچ سابقه سياسى ندارد و درسى نخوانده و مطالعهاى نكرده، يكباره رهبر سياسى ورزيدهاى مىشود. اين خود يكى از آيات بينات پيغمبرى پيغمبر اكرم است.
[يكى از حاضران:] يكى سؤال خيلى كوچك داشتم در مورد اين لغت «بنويسد». آيا بهتر نيست كه بگوييم «مىخواند»، تا كم و بيش ايراد بعضى از نويسندگان اروپا پيش نيايد ...
بله، بعضى از اروپاييان هم گفتهاند پيغمبر در اواخر عمر مى نوشت.
يعنى در اواخر عمر نوشتن ياد گرفته بود. خط پيغمبر هم در همان اواخر خط خيلى خوبى نبود. خوب نمىنوشت. بنابراين لازم نبود كه ما