ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٠٢
صاحبنظرى و اجتهاد برسد و به آنچه خودش به آن مىرسد عمل كند اينها از مسائل خيلى روشنى است كه در رسالههاى عمليه هم هست.
حالا دوست ما سؤال كرده كه ما اگر بخواهيم قرآن را بفهميم، راه چندان طولانى نيست. ولى شمايك زمينه و يك منبع بس گسترده و بس ناسره و ناخالص به نام حديث و سنت در كنار كتاب و قرآن گذاشتهايد و كار را مشكل كردهايد. من عين عبارت سؤال را مىخوانم. «اگر در تمام مسائل بخواهيم يك زمينه به اسم روايت و حديث داشته باشيم، پس ادعاى اينكه قرآن يك كتاب كامل است نداريم.» انتقادى است بر اينكه ما در شناخت تعاليم اسلام همهجا از كتاب و سنت باهم ياد مىكنيم. به نظر دوستان، اين انتقاد تا چه حد وارد است؟ توضيح بايد داد. چماق بلند نكنيد! بايد توضيح روشن و كافى بدهيد. بايد روشنگرى كنيد، نه اينكه چماق برداريد! بسيار خوب، فقط رأى داديد كه وارد است. بد نيست آقاى اسلامى چند كلمهاى براى ما توضيح بدهند كه چرا وارد نيست؟ ...[١] متشكرم. شايد عدهاى از دوستان، بخصوص خواهران عزيزمان، پاسخ آقاى اسلامى را نشنيدند. براى اينكه دوستانى كه دورتر هستند، يا خانمها، عينا از وضع جلسه آگاه باشند، سخنان ايشان را تكرار مىكنم و بعد توضيح مىدهم. پاسخ آقاى اسلامى اين بود كه يك ايدئولوژى، يك سلسله كليات دارد كه اينها در يك كتاب اصلى تدوين و تنظيم مىشود و
[١] -. توضيحات فرد مذكور( آقاى اسلامى) به خاطر فاصله از ضبط صوت، درست ضبط نشده و مبهم است.