ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٥٢
نقطه حمله دشمن كجاست اينطور شجاعانه مثل يك سرباز فداكار جوان با اينرويدادها برخورد مىكند. برادران و خواهران، شما مىخواهيد چه جور رفتار كنيد؟ ببينم از اينكه با مشت جلوى توپ و تانگ و مسلسل مىرفتيد و فرياد مىزديد كه: توپ، تانك، مسلسل، ديگر اثر ندارد؛ پشيمان كه نيستيد؟ [حضار: خير] از اين حماسه افتخارآميز كه در فرهنگ مبارزات بشرى به وجود آورديد و آفريديد احساس سرفرازى داريد.
چيزى كه مايه سرافرازى است بايد دوام داشته باشد يا بايد زود از بين برود؟" و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين[١]" نترسيد! سست نشويد! سستى را به خودتان راه ندهيد! حتى دچار غم و غصه هم نشويد! غم و غصه ندارد. از چهچيز؟ غم چهچيز را مىخوريد؟ اگر غم جان است قرار نبوده ما غم جان را بخوريم. غم جان است يا غم نان يا غم زن و فرزند يا غم كسب و كار كدام يكى؟ [حضار: هيچكدام] پس چى؟
[حضار: غم انقلاب] اگر غم انقلاب است به شما بگويم: انقلاب با چهرهها و دلهاى افسرده، تضمين شدنى نيست؛ انقلاب با دلهاى پرشور و چهرههاى شاداب تضمين مىشود [تكبير حضار] يك چيزى را كه از شما مىخواهم، خود به آن عمل ميكنم، چون عمل مىكنم ديگر اينجا واعظ غير متّعظ نيستم، هيچكس من را در اين دوره نشيب و فراز انقلاب، در سختترين مواقع نتوانسته است با قيافه افسرده ببيند. چرا افسرده باشيم؟
ما كه به دنبال" احدى الحسنيين"[٢] يا شهادت يا پيروزى هستيم ديگر چرا
[١] -. سوره آل عمران، آيه ١٣٩.
[٢] -. سوره توبه، آيه ٥٢.