ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٠١
لطيفترين و دقيقترين تعبيرها و ترسيمها در مورد انحطاط و ترقى جامعه بشرى همان «زيگزاگ» است. خطهاى زيگزاگ شلوغ است؛ چپ هست، راست هست، پايين هست، بالا هست، بزرگ هست، كوچك هست. اين دقيقترين ترسيمهايى است كه تاكنون شده است. مارپيچى نيست. ظاهرا سير عمودى هم نيست. خيلى نامنظم است.
من اتفاقا در اين زمينه يكى دو تا سخنرانى در هامبورگ داشتم؛ سخنرانى تاريخى مستند. انشاء اللّه يك وقتى آن سخنرانى را در اينجا داشته باشيم. اين خيلى جالب است كه ما براساس مدارك موجود درباره تاريخ اسلام و اصلا جوّ اسلام، جوّ سياسى جامعه مسلمانها را با تمام زوايايش بشناسيم. پيغمبر لحظه به لحظه در همان سال آخر زندگىاش نگران حوادث داخلى بوده است. شما مىدانيد كه مسأله كذّاب و سجاح و امثال آنها در عصر خود پيغمبر به وجود آمد؛ در يكى از مرزهاى داخلى نزديك نجد، محل طايفه بنى حنيفه. بنابراين، سرزمين اسلام سرزمينى بوده است در يك غوغا. الان شما اين طور فكر مىكنيد كه پيغمبر، در آن حد از احترام كه الان در نظر ماست، برخوردار بوده، زمامدار بوده، نيرومند و قدرتمند بوده و همهجا تابع او بوده است؛ اما چطور مىشود يك نفر يا دو نفر يا پنج نفر غوغا درست كنند؟ امّا اين طور نيست. در داخل آن كشور نوساخته، نطفههاى عجيبى براى حوادث بوده است. لذا بعد از وفات پيغمبر آن حوادث رخ داد. شما براى اينكه خوب بدانيد جامعه پيغمبر قبل از رحلت ايشان آبستن چهچيزهايى بوده، حوادث دو سال