ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٠٩
يا جنگيدن، كه دائما از حمله مىترسد، درست است. اما در مسافرت معمولى كه ديگر اين حرفها نيست!
احسنتم! بسيار خوب، بنده اضافه مىكنم كه در مسافرت معمولى، در همين مسافرتهاى معمولى، فعلا سفرهاى تفريحى را كنار مىگذاريم، در همين سفرهاى كارى كه انسان به خاطر كار به مسافرتى مىرود و مثلا از تهران مىخواهد به كارى در قزوين برسد و از اتوبان استفاده مىكند، در آنجا نگران هستيد كه يك روزه به كارهايتان نرسيد، يا مىترسيد به قطار (اگر ماشين از خودتان نيست) يا به اتوبوس نرسيد. همين امروز هم كه آدم يا هواپيما مىرود، مقدارى محدوديت براى انسان وجود دارد كه در حضر آن محدوديت را ندارد. خوب، چطور است كه «خفتم» قرآن را قدرى گسترش بدهيم تا به اينجا هم برسد. من نمىگويم مسأله چگونه است.
مىخواهم بگويم ببينيد آيا «خفتم» به وسيله آن منبع گسترش دهنده براى شرايط گوناگون مىتواند تا اينجاها بيايد؟ بله؛ اگر من باشم و بخواهم «خفتم» را عمل كنم، مىبينم دنبالهاش مىگويد اگر مىترسيد كه كافران شما را غافلگير كنند؛ اين خيلى روشن است. ولى او قرار است گسترش بدهد. در غرق شدن مىترسيد آب به دهانتان برود. اما اينكه در قرآن نيست. آنچه قرآن مىگويد اين است كه «ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا».
اين عبارت شامل غرق شدن نمىشود، شامل بيمار هم نمىشود كه مىترسد اگر سرش را بلند كند بخيههاى چشمش پاره بشود. پس اين گسترش را به چه وسيله انجام داديم؟ به وسيله آن منبع صلاحيتدار براى