ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٤٠
پيشهور و كارگر و دهقان، با شركت خلاق زنان به پا خاسته عزيز و پر ارج و قهرمانمان، در اين خيزش اخير موفق شد آرزوى چندين ده سالهاش را تحقق بخشد. ما مراحلى را پشتسر گذارديم؛ مراحلى سهمگين و سنگين. فكر مىكنم لااقل مراحل اين دو يا سه سال اخير در خاطر همه شما مانده باشد. چه رنجها، چه تلاشها، چه زندان رفتنها، چه رنج و شكنجهها، چه تحمل فشارها، چه خون دادنها، چه پرخاشها، چه اعتصابها، چه ناراحتىها و تنگناهايى كه گريبان ملت قيام كرده ما را گرفت! اما ملت در برابر همه اينها با چهرهاى شاداب و ارادهاى توانا ايستاد. من مراحلى را كه ما پشتسر گذاشتيم نمىشمارم، اما دوست دارم با شما در ميان بگذارم كه ما امروز در چه مرحلهاى از انقلاب هستيم.
ما از بهمن ماه توفيق پيدا كرديم دشمن اصلى را از ايران بيرون كنيم.
يك روز شما در راهپيماييها ديديد روزنامهها با درشتترين تيتر نوشتند «شاه رفت»! نه؛ شاه آواره شد! البته در اين دو روزه، آمريكاى دشمن سرسخت ما، با مريض شدن اين بيمار يا با تمارض و خود را به مريضى زدن، دو مرتبه او را آورده و در آغوش خود جا داده است. اگر هم تمارض است، آن را به فال نيك بزنيد و بگوييد ان شاء الله بيماريى است كه در برابر آن مقاومت نخواهد داشت [حضار: ان شاء اللّه]. البته اگر مىشد او را زنده به اينجا بياوريم خيلى عالى بود. من به اين مناسبت بايد به آمريكا اخطار كنم كه ملت ما با ملت آمريكا و همه ملتهاى جهان روابط سالم انسانى را خواستار است. [حضار: صحيح است! صحيح است!] ولى چه