ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٦٠
كه قرآن بخواهد حق و باطل را با دعا و نفرين اثبات و نفى كند. داستان مباهله براى آن است كه نقشه حريف را به بزند و استعدادهاى انسانى را از دام حريف برهاند و آزاد كند و به ميدان تأثير منطق بياورد. و البته همين طور هم شد.
در اين داستان مباهله نكته لطيفى هم در مورد مولا على (ع) هست و آن اين است كه قرآن مىگويد: بگو بياييد پسرانمان را دعوت كنيم، زنانمان را دعوت كنيم، خودمانيها را دعوت كنيم تا بيايند ... اين نكته لطيف نهتنها درباره على (ع) بلكه به طور كلى درباره اهل بيت است. مورخين و مفسران و راويان حديث عموما نقل كردهاند كه به دنبال اين آيه، پيامبر، زهرا، سلام اللّه عليها، و همسرش على (ع) و حسنين، سلام اللّه عليهما، به صحنه مباهله آمدند. همين پنج نفر. ابنائنا: پسرانمان را بياوريم، پيغمبر حسن و حسين را به عنوان پسرانش آورد. نسائنا: زنانمان را بياوريم، پيامبر به عنوان زنان، زهرا، سلام اللّه عليها، را آورد. خودمانىها را بگوييم بيايند. پيامبر به عنوان خودمانىها فقط يك نفر را آورد: على (ع). چه رابطه استثنايى اضافى خاصى ميان اينها و پيامبر وجود دارد كه در اين صحنه مىبينيم همسران ديگر پيامبر به عنوان نسائنا و مردان ديگر نيز به عنوان انفسنا حضور ندارند؟ حتى اگر قصه دامادى پيامبر هم باشد، عثمان نيز داماد پيامبر است ولى به اين صحنه دعوت نمىشود. درست است كه در موقع مباهله همسر عثمان وفات كرده، اما بالاخره ارتباط دامادى هنوز محفوظ است. داستان مباهله از نظر نشان دادن نوعى پيوستگى ممتاز برجسته