ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٢٢
دوستانتان حتما بايد بمانيد و حضور داشته باشيد، وظيفه بود. امروز هر روحانى كه در صحنه اداره كشور حضور دارد با احساس وظيفه حضور دارد و در همين قوه قضائيه وقتى كه ما از روحانيون واجد شرايط دعوت مىكنيم، نمىآيند؛ مىگويند: بار قضا مشكل است، مىترسيم در برابر خدا مسئول بمانيم و مىترسيم از عهده اين مسئوليت برنياييم. تقواى آنها، در آنها اين همه نگرانى را به وجود آورده و بعد بايد مفصل بنشينيم و با آنها صحبت كنيم، بگوييم آقا قرار بود تقواى ما صرفا تقواى پرهيز نباشد، تقواى ستيز هم باشد. بايد با بىعدالتىها نبرد و ستيز كنيم. برادر! بيا در سنگر همكارى كن، و الا مگر به اين آسانىها قبول مىكنند. اگر قوه قضائيه ما، با اين فرصت كوتاه، به يك قوه قضائيه تمام عيار و بىعيب و نقص تبديل نشده، براى اين است كه قاضى پيدا نمىشود. مگر پيدا كردن قاضى و ساختن قاضى كار آسانى است؟ دادگاه انقلاب شيراز نابسامانىهايى داشت. در چندى قبل، شش- هفت ماه قبل، يا پنج- شش ماه قبل كه آنجا دعوت كرده بودند، رفتم؛ گفتند: اينجا دادگاه انقلابش به همه كارها نمىرسد، اشكالاتى هم پيدا كرده، حل كنيد. گفتيم: بسيار خوب، اين اشكالات هم پيچيده بود. فقط اين نبود كه يك قاضى هست و كارش آن طور كه بايد براى مسائل پيچيده شيراز كافى نيست. نه، مسئله دادگاه انقلاب به دهها مسائل ديگرى گره خورده بود. به تهران برگشتيم و تهران با برادران و اعضاى شوراى قضائى صحبت كرديم. يادم نيست كه آن موقع اصلا شورا تشكيل شده بود يا نه؟ با آقاى موسوى صحبت كردم