ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٩٨
ميدانى كه مىخواهد رهبرى كند و آگاهيهايى در حد آگاهى عينى از زوايا و گوشه كنار ميدان رهبرىاش: اينها شرايط رهبرى در ميان مردم پيشرفته است. آيا اسلام چيزى غير از اين هم دارد؟ آيا چيزى از اين ويژگيها را رد يا ابطال كرده، يا چيزى بر آن افزوده است؟ نه! اسلام نه هيچيك از اينها را ابطال كرده و نه هيچ چيزى بر اينها اضافه كرده است.
گفته همينها را بياور، فقط در كنار آنها مسلك اسلام را بگذار. هيچچيز ديگرى جز همينها درباره رهبرى در اسلام نيست، فقط يك مسلك به آن مىافزايد.
رفقاى عزيز، هر كارى كه مىكنيد، از هر قبيل كه باشد، اگر مىخواهيد كار رشد يافته و ثمربخشى باشد، حتما بايد در آن رهبرى باشد؛ با اين مفاد و معنايى كه عرض كردم. هر كار اجتماعى را مشروط مىكنيم به رهبرى؛ با اين اصول و معيارهايى كه عرض شد. هر كار جمعى كه مىكنيد: تحقيق، تأليف، كار مطبوعاتى، كار اقتصادى، كار فرهنگى، كار سياسى، كار نظامى، هر كارى مىخواهد باشد، اينها بايد با رهبرى و با توجه به معيارهايى كه امشب عرض شد همراه باشد. اميدوارم اگر از اين به بعد در بحثها به مسأله رهبرى اشاره كردم، مفهومى نسبتا روشن و مشخص در ذهن دوستان بماند تا ارتباط مطلبى كه در آن از رهبرى نام برده مىشود با رهبرى به اين معنا، در برداشت دوستان منعكس گردد.