ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٨٤
تقليد مىدانند؟ در اسلام منصبى به ارث برده نمىشود. آن فرد ممتاز على است. پيغمبر پسرى ندارد تا وى را كنار بگذارد و على را بر سر كار بياورد.
به محض اينكه على را سر كار بياورد نقنقها شروع مىشود: «بله، بالاخره معلوم شد كه اين همه زحمت براى چيست! براى اين است كه حالا كه پسرش نيست دامادش اين رياست و سيادت را بگيرد!» و اين براى اسلام خطرناك است! اين همان است كه امام حسن عليه اسلام، به خاطر آن با معاويه بههم زد و جنگيد تا مبادا چنين چيزى در جامعه اسلام مد شود.
معاويه هم صبر كرد و منتظر بود تا امام به مرگ طبيعى رحلت كند. اما ديد كه امام حسن (ع) زنده و با نشاط و شاداب است و خودش در آستانه مرگ است، لذا امام را مسموم كرد تا بتواند با قدرت، يزيد را به عنوان جانشين خود معين كند و خلافت را موروثى بكند. بعد امام حسين، عليه السلام، نهضت كربلا را اول بار با اين شعار آغاز كرد. مسأله مهم است. اينقدر مهم است كه امام حسين، سيد الشهداء، سلام اللّه عليه، با خاندان و يارانش بايد در اين راه شهيد بشوند. مسأله شوخى نيست! پيغمبر نمىخواست چنين مهرى به اسلام زده شود. اين مطلبى كه نقل مىكنم استنباط نيست. اجازه دهيد آن را از تاريخ نقل كنم. در تفسير همين آيهاى كه تلاوت شده، مفسر بزرگ شيعه، مرحوم علامه طبرسى، كه از بزرگان علما و مفسرين شيعه در قرن ششم است، مىگويد در شأن نزول اين آيه اقوال مختلفى هست. بعد مىگويد: «و روى العياشى فى تفسيره باسناده عن بن ابى عمير عن ابن اذينه عن الكلبى عن ابى صالح عن ابن عباس و جابر بن عبد اللّه، قالا، امر