ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٠٣
الناس»[١] اى پيغمبر، آنچه از جانب خدايت بر تو فرستاده مىشود ابلاغ كن؛ اگر ابلاغ نكنى رسالتش را تمام نكردهاى، و خدا تو را در برابر مردم نگهبان است. اين آيه، برحسب آنچه بسيارى از علماى اسلام، مخصوصا علماى شيعه و روايات شيعه مىگويند، در زمينه سال آخر زمان پيغمبر و حجة الوداع است. شما روى جمله «و اللّه يعصمك من الناس» دقت كنيد.
يعنى پيغمبر نگران است. اين نگرانى چه نوع نگرانى است؟ بعضيها ممكن است اين طور خيال كنند كه اين نگرانى اين است كه مثلا پيغمبر بر جان خودش مىترسيده. نه! پيغمبر از جوّ سياسى مىترسد. حتى گفتم، اينكه از اصحاب مىترسيده، مسأله را كوچك مىكند. اگر كسى مسأله نگرانى پيغمبر را در دايره دو نفر يا سه نفر يا پنج نفر يا شش نفر محدود بكند، باز مطلب را كوچك كرده است. جوّ سياسى وجود دارد. يك جوّ سياسى متلاطم وجود دارد. كمترين اشتباه سياسى ممكن است كيان اسلام را به خطر بيندازد. صديقه طاهره (س) به حضرت على (ع) فرمود:
چرا كوشش نمىكنى؟ در همين حال صداى اذان بلال بلند شد. حضرت فرمود، فاطمه! مىخواهى اين صداى اشهد انّ محمدا رسول اللّه بلند باشد يا نه؟ عرض كرد، بلى! فرمود راهش همين سكوت من است. اين ناظر به جوّ سياسى متلاطم آن زمان است. حالا يك رهبر بزرگ مثل پيغمبر، در يك جوّ سياسى متلاطم، مىخواهد تكتك سنگها و خشتهاى بنايى را بگذارد. با چه نگرانىانى چنين مىكند؟
[١] -. مائده، آيه ٦٧.