ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢١٠
گسترش روح قانون به موارد ديگر. خيلى خوب، وقتى من به مسافرت مىروم، چهار ساعت يك جا كار دارم، با هواپيما مىروم و برمىگردم.
چهار ساعت كار دارم و مىترسم به كارم نرسم، اگر چهار ركعت نماز را از گرده من برداريد مىتوانم يك كار اضافى انجام بدهم؛ دستم بازتر است.
در اينجا چه مىگوييد؟ من نمىدانم درست است، شما هم نمىدانيد؛ اما آيا آن منبع صلاحيتدار براى تفسير اين مورد مىتواند گسترش بدهد؟ آيا اصل آيه زمينهاى براى اين گسترش هست يا نه؟ عرض كردم حتى در سفر تفريحى و سفر معمولى؛ مىترسم به قطار نرسم. فرض كنيد با قطار به سفر زيارت مىرويد. اگر قرار بشود همه وضو بگيرند و همه هم چهار ركعت نماز بخوانند، چطور مىشود؟ ميزان توقف قطار خيلى بالا مىرود.
خوب، حالا چهار تا آدم هم هستند كه كمى هم كندتر مىجنبند و مىترسند به قطار نرسند. مىفرماييد به آنها چه بگويم؟ بگوييم چهار ركعت نماز را كامل بخوان، يا بگوييم نه، اين «ان خفتم» كه مفسر قرآن گفته، اين نگرانى تو را هم در آن سفر تفريحى يا زيارتى شامل مىشود؟
حال، انصاف بدهيد، آيا اين نوع فقاهت و اسلامشناسى فنى هست يا نيست؟ احتياج به پيجويى وسيع در حديث و تاريخ دارد يا نه؟ اما آيا مىفرماييد آن را كنار بگذاريم، يا از آن طرف، مىگوييد نه، همين طور گسترشش بدهيم تا هركس هر جورى خواست رفتار كند؟ همان رأى و قياسى كه شيعه و ائمه ما سخت با آن مبارزه كردند. گفتند حق تفسير براى كسانى محفوظ است كه با جمعبنديهاى گوناگون قرآن آشنا باشند. البته