ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٦١
نيست، اين اسلامى نيست، اين عملى نيست و اگر اين كار را كرديم آن وقت مسئله بيكاران هم حل مىشود؛ برادر من! خواهر من! حالا كه كارى متناسب با تحصيلات تو، با رغبت تو نتوانستيم درست كنيم مىتوانى يك كار حداقل سودمند بكنى و بر وى در يك گوشه كشور انجام بدهى، حداقل مخارج زندگى را هم براى خودت و بستگانى كه نمىتوانند كار بكنند بدست بياورى؛ آن وقت مىتوانيم با همديگر، مسئله بالا بردن سطح اشتغال را با برنامهريزى حل كنيم. چون اين مسئله همين ديشب مطرح بود كه آيا مىخواهيد به مردم بگوييد كه ما با برنامهريزى اشتغال صرفا مىخواهيم مسئله را حل كنيم؟ اين را بنده قبول ندارم؛ يكسال هم هست تجربه كرديد، تجربهتان هم موفق نبود. بايد امكانات و مقدار را اول عادلانه تقسيم كنيم. اگر مردم ما همه به عنوان حداقل زندگى، هرچه داريم باهم بخوريم، به اين صورت دربيايند، آن وقت بعد مىشود گفت حالا مىخواهيم برنامهريزى كنيم تا سطح اشتغال را بالا ببريم، آن وقت نمىگذاريم كسى بيكار باشد. هركس بيكار است، بگوييم برادر، حداقل بيل را در دست بگير اينجاده روستايى را با بيل درست كنيم؛ چه لزومى دارد حتما با ماشينآلات درست كنيم. در آن حالت مىشود اين كار را كرد، بعد هم با همديگر ماشين مىسازيم، بيل را كنار مىاندازيم، اما ماشينى كه خودمان مىسازيم؛ اين اصول برنامه است و اين اصول اقتصادى است كه ما دنبال خواهيم كرد ان شاء الله. به يارى خدا من يادداشتهاى تحقيقى تنظيم شدهام را هم در اصول اقتصادى كه دو