ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٥
شويم! اين عمرو عاص از اول كار با اينكه به منطقه شام آمده بود از معاويه فاصله مىگرفت؛ چون عمرو عاص كثيف حتى دريافته بود كه اگر به معاويه نزديك شود در فساد گستاختر مىشود. اين يك واقعيت است.
من خودم در جامعهمان ديدهام و لمس كردهام كه چگونه يك آدم نيمه فاسد يا يك آدم هفتاد و پنج درصد فاسد، به محض اينكه به يكى از مراكز قدرت غوطهور در فساد نزديك مىشود دائما درصد فسادش بالا مىرود. چنين كسى وقتى مىبيند كه امير المؤمنين مىتواند به عنوان فرمانرواى مؤمنان امتى را پشتسرش بكشد و در داخل خانهاش آنگونه در فساد و خودخواهى و تباهى غوطهور باشد، مىگويد چرا من نكنم! جرأت پيدا مىكند. خطرناكترين رهبرى پس از اسلام رهبرى ابو سفيان و خاندان او بود. حالا شما دوستان مىتوانيد نقش مولا على (ع) را از نظر سياسى، از زمان وفات پيغمبر تا شهادت آن حضرت راحت تفسير كنيد.
در درجه اول، اگر محيط سياسى تيره و تار و آلوده نشود، على بايد براى زمامدارى خودش تلاش كند. بايد تلاش كند! تعارف برنمىدارد. زمامدار شدن آن حضرت و زمامدار نشدن آن حضرت براى امت اسلامى و نهضت اسلامى خيلى تفاوت دارد. كوشش على براى زمام داشتن بعد از پيغمبر، از تمام جنگها و جهادها و شمشير زدنهايش در عصر پيغمبر واجبتر است. او نگهبان نهضت است، ولى به شرط اينكه محيط سياسى آلوده نشود. اگر محيط سياسى گلآلود مىشود، يعنى همان اثرى كه پيغمبر نگران آن بود پيش مىآمد، ديگر تلاش على فايدهاى نداشت. لذا