ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٤١
كنار هم قرار گرفتن از نظر زندگى سياسى در قلمرو داخلى است. همين مردم رومانى، يا شخصا يا از طريق حكومتشان با برخى از افراد هلند يا حكومت هلند يا كشور هلند به صورت شخصى يا از طريق حكومت هلند، روابطى دارند. مثلا، شما در يكى از شهرهاى كوچك رومانى مىبينيد كالاى ساخت هلند به فروش مىرسد. اين كالا همينجورى به آنجا نرفته است. بايد يك نوع مناسبات اجتماعى بين رومانى و هلند و يك سلسله مناسبات اقتصادى بين آن دو وجود داشته باشد تا كالايى از هلند وارد شود و در فلان فروشگاه شهرى در رومانى به فروش برسد. در هلند هم مىبينيد فلان كالاى ساخت رومانى به فروش مىرسد. بايد يك سلسله مناسبات اجتماعى و سياسى و اقتصادى بين هلند و رومانى وجود داشته باشد تا اين كالا به آنجا برود. كالاى ساخته شده رومانى كه به هلند رفته، نشان مىدهد كه يك نوع رابطه بين كارگر و كارخانه سازنده اين كالا با مصرف كننده هلندى وجود دارد؛ اما در قلمرو كدام سياست؟ سياست خارجى. اگر هم كالايى از هلند آمده و به دست مصرف كننده روستاى رومانى رسيده، اين هم همين طورى نيامده است. بايد پول يا كالاى ديگرى از كيسه ملت رومانى بيرون برود و وارد كيسه ملت هلند بشود تا آن كالا را از آنجا بگيرند و به دست مصرف كننده رومانى بدهند. اين هم يك نوع مناسبات سياسى و اجتماعى و اقتصادى است، اما در قلمرو اقتصاد خارجى و سياست خارجى. پس قلمرويى داريم به نام قلمرو سياست داخلى، اقتصاد داخلى، مناسبات داخلى؛ و قلمرويى داريم به نام