ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٦٨
عملى فرمول روشن است: يا اجتهاد يا تقليد؛ احتياط هم كار حضرت فيل است! اما در مسايل عقيدتى چطور؟ آنجا تقليد جا ندارد، و بلكه ضد اسلام است. اگر تقليد در مسايل عقيدتى جا داشت، چرا قرآن بىخودى اينقدر پرخاش مىكند؟ قرآن مىگويد وقتى ما پيامبرى براى آنها مىفرستيم كه آيات ما را بر آنها مىخواند، مىگويند «انّا وجدنا آبائنا على أمة و انّا على آثارههم مهتدون»؛[١] ما پدرانمان را در راهى ديديم و به دنبال همانها مىرويم. قرآن مىگويد: «او لو كان آبائهم لا يعقلون شيئا و لا يهتدون».[٢] حتى اگر فكر و عقل پدرانشان درست كار نمىكرد، قرآن نبايد به آنها انتقاد كند، چون بالاخره آنها تقليد مىكردند. يك بام و دو هوا كه نمىشود! اگر تو مىگويى مسيحى حق ندارد در اعتقادش در زمينه خدا و پيامبرى، مقلّد پاپ باشد، چطور مسلمان حق دارد در مسايل اعتقادى مقلّد پاپ خودش باشد؟ من تعجب مىكنم از مراجعى كه در اين زمينهها قلم بر كاغذ مىآورند! آنها چطور متوجه اين خطاى بزرگ خودشان نيستند!؟ يك مرجع چه حقى دارد كه در زمينه مسايل اعتقادى جواب استفتادء بنويسد؟ چه كسى اين حق را به او داده است؟ رفقا، از مراجع انتقاد كنيد. چه كسى گفته است از مراجع انتقاد نكنيد؟ نمىگويم توهين، مىگويم انتقاد. انتقاد غير از توهين است. انتقاد كنيد. از او بپرسيد چه كسى به تو حق داده است درباره مسأله اعتقادى جواب استفتاء بنويسى؟
اگر استفتاء از تو درباره مسأله اعتقادى صحيح است، عمل تمام مسيحيانى
[١] -. زخرف. ٢٢
[٢] -. بقره، ١٧٠