ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٢٦
حضار]. آقايان روحانيون بعد از پيروزى انقلاب مراجعه مىكردند مىگفتند: آقا! اين مردم در محله ما بيچارگى دارند، مشكلات دارند، سختيها دارند، اگر ممكن است ما يك امكاناتى در محل داشته باشيم تا يك گوشهاى از دردهاى اينها را دوا كنيم. در آن موقع سياست دولت وقت، خلاف اين بود. اينها مىگفتند: بگوييد كار را به ادارات ارجاع بدهند. مثل اينكه حالا ادارات ما همه ياقوتى شده بود. به اين آقايان روحانيون مىگفتيم، مىگفتند: ما اين كار را كرديم، ارجاع داديم ولى اينها هنوز به فرهنگ انقلاب خو نگرفتهاند، ساخته نشدهاند، عدهاى از آنان هم پذيراى اين انقلاب نبودهاند و نيستند. ما نمىتوانيم اين مردم را همين طور حواله به آنجا بدهيم، حواله به آنجا مىدهيم ناراضى برمىگردند، مىگويند بله اين هم جمهورى اسلامى ما. ما آن موقع به دولت موقت مىگفتيم: بايد زمينههاى همكارى مردمى با اين مردم محل و با اين روحانيون مورد اعتماد مردم محل را فراهم كنيد تا اصولا راه براى سيستم جديد مديريت جمهورى اسلامى ايران گشوده شود. بايد يك راه جديدى داشته باشيم. ما نمىتوانيم با همين نظام ادارى كه مال زمان طاغوت است تا آخر برويم، نمىتوانيم. نمىگويم با اين كارمندها نمىتوانيم [تكبير حضار] نه خير بسيارى از اين كارمندها خودشان عناصر انقلابىاند. عده زيادى ديگر انقلابى نيستند ولى انقلاب را پذيرفتهاند و آماده ساخته شدن هستند و عدهاى هم پابهپاى انقلاب به هر حال مىآيند. عدهاى هم كه «نخود نپز» باشند خودبهخود تصفيه مىشوند و پاكسازى مىشوند.