ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٨٠
سالگرد مرگ لنين در سال ١٩٧٠، يعنى حدود يك سال و دو- سه ماه قبل، از طرف سفارت شوروى در تهران منتشر شده است. ماكسيم گوركى مىگويد: «روزى لنين مرا به نهار دعوت كرده بود. گفت: شما را با ماهى دودى ضيافت خواهم كرد، (ماهى دودى در اقتصاد آن روز شوروى خوراكى اشرافى محسوب مىشده است) از حاجى ترخان فرستادهاند.
سپس چينى در پيشانى سقراطى افكند و چشمان خود را به سويى متوجه ساخت و چنين افزود: گويى براى ارباب خود مىفرستند! چكار كنم كه اين عادت را ترك كنند؟ اگر امتناع كنم و نپذيرم به ايشان برمىخورد. از طرف ديگر، همه در گرداگردمان گرسنهاند. نوبت ماهى دودى خوردن به من نمىرسد.» از اين چه مىفهميد؟ عوض كردن خلقيات و آداب و افكار يك قوم، كار يك روز و دو روز و يك سال و دو سال و پنج سال نيست، حتى در نهضتهاى انقلابى. قانون خدا اين بوده كه پيغمبر بزرگوار اسلام با تأييد الهى و با اتكاى به وحى الهى، اما بر طبق سنتهاى موجود، جامعه مسلمانها را بسازد. قرار نبوده پيغمبر معجزه كند و مردم را مثل كيمياگر يكباره عوض بكند. قرآن هم همين را مىگويد. قرار بود مردم بر طبق همين اصول متعارف به دست پيغمبر عوض شوند. اما مگر اين كار در يك روز و دو روز انجام مىشود؟ مگر خم رنگرزى است كه پارچهاى را در آن بگذارند و بعد دربياورند و رنگ ديگر گرفته باشد! آدمسازى كار مشكلى است! آدم سازى فردى مشكل است؛ جامعهسازى صدها برابر مشكلتر از آن است، حتى در يك نهضت انقلابى.