ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٣١
نمىگذارند در اين مملكت كار شود؟ و سؤال را طورى هدايت مىكردند كه اين سؤال بيايد به طرف روحانيت و به طرف ماها كه اينها نمىگذارند در اين مملكت كار انجام بگيرد. برادران روحانى در يك جوى چنين كه دشمن مىخواهد با ايجاد اين جوهاى نامساعد و جوسازىها و سمپاشىها جلوى نقش سازنده روحانيت متعهد مبارز را بگيرد، يكيك ما بايد مواظب باشيم، نسل نوجوان و جوان را به حساب آوريم؛ بيش از آنچه به حساب مىآوردهايم. وقت صرف آنها كنيم. پريروز من در كمال گرفتارى بودم، آمدند گفتند: در مدرسه مروى، پس پريروز، بچهها خواستهاند تو بيايى آنجا با آنها صحبت كنى واقعا گرفتار بودم، كار داشتم، گفتم چون نزديك است و وقت از نظر آمد و شد خيلى نمىبرد. چشم خواهم آمد. آنجا رفتم تا در ميان اين نوجوانها باشم، با آنها سخن بگويم.
البته برادرهاى ديگر هم خبر شده بودند آمده بودند. به هر حال همهمان سعى كنيم با اين نوجوانهاى عزيز، پيوند نزديك داشته باشيم. كمى از آنها دور ماندن، كمى به حساسيت و ظرافت روح آنها كمتوجهى كردن، آنها را در ميدان و در صحنه و در دسترس شكار دشمن، قرار مىدهد.
حيف است از اين نيروهاى عزيز پاك پرتوان، كه دست دشمن بيافتند و اين ما هستيم و اين شما روحانيون كه مسئول هستيد در اين رابطه، مسئوليت سنگينى را بر عهده داريد. سخنى هم با شما نوجوانان و جوانانى كه اين كلام را مىشنويد، اى عزيزان اسلام و امت اسلام، آگاه باشيد! بسيارى از ما از جمله خود من، بهترين سالهاى زندگيمان را بيش از هر