ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٣٤
من ذريتنا امة مسلمة لك.»[١] اما اسلامى يعنى چه؟ اين چه چيزى است كه آيين خدا در تمام اعصار و قرون است؟ چيزى است كه گفتنش كمى آسان است اما رسيدن به آن خيلى مشكل است. باور كنيد اينكه مىگويم اينقدر مشكل است، اغراق نيست. من در زندگى روزمره خودم مىبينم مشكل است. اين مشكل را لمس مىكنم. گفتنش آسان است. چيست كه روح دين ماست؟ اسلام! يعنى انصاف؛ يعنى در شناخت حق و قبول حق و ترجيح دادن حق و دفاع از حق هيچچيز ديگر را با حق قاطى نكردن. يعنى در برابر حق تسليم بودن. «اسلمت لرب العالمين».[٢] رب عالمين كيست؟[٣] حق، تعالى و تقدس، است. اسلام يعنى پذيرش حق مطلق، حق بىپيرايه، حق بدون برچسب و در برابرش خاضع بودن و هيچ نوع بستگى و وابستگى و من و تويى را در اين راه دخالت ندادن. خوب، گفتن اين آسان است اما عمل كردن به آن دشوار! شما واقعا بياييد بيست و چهار ساعت دقيق شويد، ببينيد چند درصد مسلمان هستيد. با اين معيارى كه گفتم، چند درصد تسليم حقيد؟ در هر كارى؛ در تاكسى سوار شدن، در معامله، در دادوستد، در گفتگو، در اظهار نظر درباره خودتان يا درباره ديگران، ارزشيابى كار خودتان يا كار ديگران، در قيمت گذاشتن روى جنس. همه اينها را دقيقا و با يك محك دقيق بسنجيد. ببينيد در اين بيست و چهار ساعت چند درصد مسلمان از آب درمىآيند؟ آنوقت مىفهميد چقدر مشكل است كه آدم مسلمان باشد؛ يعنى گردنش در برابر حق خاضع
[١] -. بقره، ١٢٨.
[٢] -. بقره، ١٣١.
[٣] -. بقره، ١٣١.