ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٠٣
بعد بايد به تناسب شرايط مختلف زمانى و براى تطبيق اين اصول بر نيازها كارى صورت بگيرد. اين كار در درجه اول در صلاحيت كسانى است كه به اين ايدئولوژى در مقام پيدايش نزديكترند. به مورد دين كه مىرسد مطلب از اين بالاتر است. در مورد قرآن باز از اين هم بالاتر است.
در آغاز اين جلسات، حدود سه سال قبل، پيرامون قرآن فهمى و تفسير و مراخل آن در دو يا سه جلسه بحث كرديم. بايد كليات آن بحث گفته شود. عنايت كنيد؛ ما مىخواهيم قرآن را بفهميم. مىخواهيم همين قرآن را بفهميم. اصلا حديث چيزى جز توضيح قرآن نيست. عترت هم چيزى جز توضيحدهندگان قرآن نيستند. مىخواهيم اين قرآن را بفهميم. اما در چه حد مىخواهيم بفهميم؟ يك مرحله از فهم قرآن در بسيارى از آيات كارى است كه از عهده هر شخصى كه عربى بداند، البته عربى قرآن، و با اسلوب عبارات و كلمات و جملهبندىهاى قرآن آشنا باشد برمىآيد. اين همان بخشى است كه مربوط است به شناخت اصول كلى تعاليم اسلام كه بنده عرض كردم هر فردى بايد شخصا روى آن كار بكند و جاى تقليد نيست. اين كار سادهاى است و پيچيده نيست. ولى آيا شناخت يك ايدئولوژى، شناخت يك مكتب و مسلك، به شناخت همين كليات زيربنايى منحصر و محدود مىشود، يا دايرهاى بس گستردهتر دارد؟
شناخت مسائل تفصيلى و آگاهى بر آنها از راه قرآن، احتياج به معلومات بسيار وسيعى دارد؛ از جمله يكى اينكه اين آيه در زممان نزولش، آن موقعى كه آمد، مردم از آن چه فهميدند. اتفاقا سؤال بعدى اين دوست ما مثال