ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٥٧
فرقى نمىگذاريم. چرا؟ چون همه پيغمبران اويند و ما هم در برابر او تسليم هستيم. «فان آمنوا بمثل ما امنتم به فقد اهتدوا و ان تولّوا فانّما هم فى شقاق فسيكفيكهم اللّه و هو السّميع العليم. صبغة اللّه و من احسن من اللّه صبغة و نحن له عابدون.» اگر يهود و نصارا و ديگران هم به چنين چيزى ايمان آورند و گفتند ما هم به آنچه بر همه پيغمبران، از جمله پيغمبر اسلام، نازل شده ايمان داريم، در اين صورت آنها در راه هدايتند. ولى اگر روگرداندند، بدانيد كه مىخواهند تفرقهافكنى و تفرقهاندازى كنند. شما هم نگران نباشيد. خدا شما را در برابر آنها نگه خواهد داشت، و او شنواى داناست. اين است رنگ خدا و آيين خدا و رنگآميزى خدا و كيست كه رنگآميزىاش از خدا بهتر باشد؟ ما آن خدا را مىپرستيم.
«قل اتحاجّوننا فى اللّه و هو ربّنا و ربّكم و لنا اعمالنا و لكم اعمالكم و نحن له مخلصون». بگو دعوا بر سر خدا معنا ندارد. آيا با ما بر سر خدا دعوا مىكنيد! او، هم خداى ماست و هم خداى شماست. ما به پاداش و كيفر اعمال خودمان مىرسيم، شما هم به پاداش و كيفر اعمال خودتان مىرسيد. ما آيين و دين و عمل را خالص و يكسره براى خدا قرار دادهايم.
پس اينكه دائما مىگوييد بياييد يهودى باشيد يا نصرانى يعنى چه؟ «ام تقولون انّ ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط كانوا هودا او نصارى قل انتم اعلم ام اللّه و من اظلم ممّن كتم شهادة عنده من اللّه و ما اللّه بغافل عما تعملون.» يا مىگوييد ابراهيم، كه اصلا پيش از موسى و عيسى بود، اسماعيل، اسحاق، يعقوب، و فرزندان آنها، يهودى و نصرانى بودند؟