ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٢٨
منتخب مجلس داريم، در كابينه يك وزير روحانى داشتيم، حالا هم وزير دوم پيشنهاد شده. چقدر به اينها اصرار و التماس شده كه آقا اين كار را قبول كنيد، چارهاى نيست جز اينكه شما قبول كنيد. به اين برادر عزيزمان جناب آقاى مهدوى كنى از همه طرف اصرار كردند كه چاره نيست شما اين وزارت كشور را همچنان قبول كنيد. يا اين برادر عزيزمان جناب آقاى دكتر باهنر كه الان نماينده مجلس از طرف مردم تهران هستند، چقدر از همه طرف فشار آمد كه آقا براى آموزش و پرورش شما نامزد هستيد، رد نكنيد. حالا تازه مجلس گفته است كه ما نمىگذاريم كه چهرههاى برجسته مجلس از دست برود. حالا تا ببينيم مجلس رضايت مىدهد يا نمىدهد؟
بنابراين، در كل كابينه مگر چند نفر روحانى هستند؟ در پستهاى ديگر مگر چند نفر روحانى هست؟ چطور شده است كه هرجا نقصى هست به حساب روحانيت، با تعبير حكومت آخوندها، مىگذارند؟ چه حسابى در كار است؟ توطئه، توطئه اينكه ميان مردم و روحانيت بار ديگر فاصله بيفتد. همان قصهاى كه زمان رضاخان بود مىخواهند تكرار كنند. زمان رضاخان كار را به جايى رسانده بودند كه روحانى اگر سيد بود به احترام سيادتش ممكن بود او را در ماشين سوار كنند؛ اگر شيخ بود و عمامهاش سفيد بود او را سوار ماشينش نمىكردند؛ مىگفتند: شوم است. همان سياست شوم را الان دارند تكرار مىكنند. ملت مسلمان، روحانيت نمىگويد كه در كارش هيچگونه نقص و كمبود نيست؛ معصوم نيست، هم نقص دارد و هم كمبود. روحانيت نمىگويد كه در لباس روحانيت كم و