ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٢٢٦
سبب شده بود كه از يك مرحله سست ايمانى نسبت به او به يك مرحله ايمان محكم نسبت به او اوج بگيريم و ترقى كنيم. نهرو مىگويد، در اوايل نهضت هند، گاندى در جلسه مركزى كه عدهاى از ما شركت داشتيم، شركت داشت و پيشنهاد يك اقدام سياسى وسيع را از طرف مردم هند عنوان كرد. همه اعضاى آن جلسه، كه در واقع اعضاى كميته مركزى نهضت بودند، با نظر گاندى مخالف بودند؛ يا مخالف يا لااقل مردّد.
گاندى يك طرف بود و همه ما يك طرف. يا رأى ممتنع داشتيم يا رأى مخالف. فقط خودش رأى موافق داشت. طبق آن شيوه دموكرات، مآبانه نهضت هند، بايد از اجراى تصميم گاندى خوددارى مىشد و تصميمى را كه اكثريت ما طرفدار آن بود و نقطه مقابل تصميم او بود مىگفتيم و اعلام مىكرديم. اما به هر حال چهجور شد كه فكر كردند مثلا يك بار حرف گاندى را گوش كنند. نهرو مىگويد ما بنا گذاشتيم كه حرف گاندى را بپذيريم و ببينيم چه مىشود. بنابراين، همان تصميمى را كه گاندى اتخاذ كرده بود به مردم هند ابلاغ كرديم و عمل شد. بعد معلوم شد كه گاندى درست فكر مىكرده و همه ما اشتباه مىكرديم! نهرو مىگويد، با اين پيشآمد ما يك نوع تزلزل نسبت به آراء و قدرت بينش و شناخت خودمان و يك نوع احترام و گرايش قلبى و يك نوع خضوع در برابر بينش و شناخت گاندى پيدا كرديم. او مىگويد، اين حادث چند بار در رهبرى نهضت هند پيش آمد و هر بار كه اين حادثه تكرار مىشد بر ايمان ما به درستانديشى و رهبرى صحيح گاندى در اين نهضت افزوده مىشد، تا