ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٩٦
اطلاعات مختصر و پراكندهاى از پزشكى دارند مىخندد و آن را بىارزش مىشمرد، همانگونه كه يك مهندس ساختمان به اظهارنظرهاى بىپايه و مضحك افراد ظاهربين و ناوارد به فنون معمارى پوزخند مىزند، همان گونه كهيك سياستمدار ورزيده به بحثها وسياستبافىهاى مردم پرچانهاى كه اطلاعات سياسى آنها از مسموعات و شايعات يا مندرجات چند روزنامه و مجله داخلى و خارجى تجاوز نمىكند به ديده تحقير مىنگرد، همانگونه هم يك فقيه يا محقق اسلامشناس به اظهارنظر افرادى كه در علوم اسلامى تخصص ندارند و درباره مسائل اسلامى نظر مىدهند، ارزش نمىگذارد و نمىتواند بگذارد، هرچند اظهارنظر كننده پزشكى دانشمند، مهندسى عالى مقام، يا سياستمدارى دانا و ورزيده باشد. بلى، اگر يك پزشك يا مهندس يا نظاير اينها دامن همت به كمر زند و پس از فراغت از تحصيل در رشته خود روزانه دو- سه ساعت به كار و شغل خود پردازد و بقيه وقت خود را در تحصيل يك رشته از علوم اسلامى صرف كند و پس از گذراندن دوران تحصيل، هدف اصلى زندگى را تحقيق در آن رشته قرار دهد و به مقام يك فقيه مجتهد صاحبنظر، يا مفسر عالم و محقق برسد، بدون شك حق اظهارنظر در مسائلى را كه تحقيق كرده، خواهد داشت و شغل يا عنوان پزشكى و مهندسى او اگر بر ارزش كار او نيفزايد از آن نخواهد كاست. در گذشته، چه بسا افرادى از اين قبيل بودهاند و چه آثار تحقيقى پرارزش و سودمندى كه از آنها به يادگار مانده و در گنجينه آثار اسلامى درخشندگى خاصى دارد. بدين