ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ١٤٩
بود: در آنجا چه كسانى هستند؟ دوستان ههمفكرند يا نه؟ امام جماعت مسجد آيا از دوستان همفكر است؟ روشنبين و مخلص است يا نه؟ من قرار است فلان كار را، فلان خدمت را در آن روز بكنم، آيا در مقايسه ميان آن خدمت و اين سخنرانى فكر مىكنى از نظر دينى كداميك وظيفه است؟
آن كار را بمانم و انجام بدهم يا بيايم اينجا سخنرانى كنم؟ جدا خوشحال شدم و لذت بردم. يك جوان شايد بيست و چهار ساله، بيست و پنج ساله.
يك جوانى كه يك زندگى خيلى محقّرى هم دارد، نه اينكه آدمى باشد بىنياز از مسائل مالى. يك جوانى كه مثل هر جوان ديگر از اينكه بالا و پايينش بگذارند خوشش مىآيد. يك جوان با شعور، اما تا اين حد خودساخته. لذت بردم! خوشحال باشيم از بركات آنچه در اين چند سال رخ داد و به ساخته شدن عده بيشترى از جوانان ما انجاميد و اميدوار باشيم كه اين چرخ سازنده همچنان بيشتر و بهتر بسازد. هرگز نمىخواهم قشر ما كمترين يأس و نااميدى در خودش احساس كند. من اگر از بزرگى خطر سخن نمىگويم هرگز براى كم اميدى نيست. براى آمادگى بيشتر است. براى احساس ضرورت تلاش بيشتر و گذشت بيشتر است.
قرنهاست دشمن توانسته است اين آيه كريمه را عملا در امت اسلامى خنثى و بىاثر كند «و اعتصمو بحبل الله جميعا و لا تفرّقوا و اذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالّف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا و كنتم على شفا حفره من النار فانقذكم منها كذلك يبيّن اللّه آياته لعلكم