ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٩٠
اگر عالم يا پرهيزگارى هم شغل خود آنها يافت شود با او در همان حدود علم و تقوايش، معامله يك روحانى نمىشود؛ درصورتىكه هر كتاب دينى را باز كنيد به روشنى مىياييد كه ملاك روحانيت در همه جا تقوا و عدالت و در موارد لازم، علم و كاردانى و قابليت و اعتماد است و بس.
علما و فقها نيز نهتنها اين شرايط موهوم را نمىپذيرند بلكه اغلب از ناراحتىها و محدوديتهاى كه همين اوهام براى آنها و خانواده آنها ايجاد مىكند و موانعى كه چه در كارهاى شخصى و چه در وظايف دينى و اجتماعى بر سر آنها مىتراشند، رنج مىبرند. آنها از اينكه استفاده دينى مردم از روحانيان، گذشته از تقليد و پرسيدن مسائل، به امامت جماعت، اجراى صيغه عقد و طلاق، نامگذارى مولود جديد، استخاره، خواندن دعا در گوش مسافر، نماز بر مرده، برچيدن مجالس ختم، روضهخوانى و نظاير اينها منحصر شده است، ناخرسندند. آنها از اينكه مردم بدون تحقيق درباره علم و تقوا اشخاصى كه به لباس روحانيت درآمدهاند به آنها اعتماد دينى مىكنند رضايت ندارند. هركس مختصر مطالعهاى داشته باشد لااقل از طرز لباس پوشيدن مردم نقاط مختلف مىتواند به آسانى بفهمد كه اولا عبا و عمامه و قبا در هيچ دوره لباس منحصر علماى دين نبوده و حتى در عصر ما مردم عادى بسيارى از بلاد، قبا مىپوشند و عمامه بر سر مىگذارند.
ثانيا در هيچ زمان، از طرف روحانيون تشكيلات و مقرراتى وجود نداشته كه كسى را از پوشيدن اين لباس محروم كنند؛ هركس مىتواند اين