ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٨٩
نيست؟ در همين موضوع لباس، مردم عملا آنقدر پايبند آن شدهاند كه در بسيارى از امور مانند اجراى صيغه عقد و طلاق، وعظ و اندرز دينى، تبليغ دين در ميان مسلمانان و غيرمسلمانان و امر به معروف و نهى از منكر، نماز بر مرده و بسيارى از كارهاى ديگر خود را مقيد مىدانند كه از كسانى استفاده كنند كه در اين لباس باشند. درصورتىكه در همان رسالههاى عملى شرائط صحت هريك از كارهاى فوق با كمال صراحت بيان شده و يك كلمه درباره شرط بودن لباس نوشته نشده است. شما به همان صفحات اول رسالهها نگاه كنيد، ببينيد در كار خطير مرجعيت تقليد با كمال صراحت گفته شده است كه از هر مرد زنده آزاد پرهيزگار پاكزاد كه در فقه شيعه مجتهد و صاحبنظر باشد و در فقه داناتر از او شناخته نشود مىتوان تقليد كرد. كدام يك از اين شرايط كه همه جوانب احتياط در آن مراعات شده با لباس ارتباط دارد؟ اين پندار مردم بىاطلاع است كه در همه امور دخالت مىكنند و هزار و يك شرط من درآوردى بر هرچيز مىافزايند. در مورد تقوا و عدالت، بيشتر مردم كسانى را عادل و پرهيزگار مىشناسند كه تقريبا به هيچ كار دست نزنند. به همين جهت يك شرط اساسى روحانيت در نظر آنها اجتناب از شغل و حرفه و فعاليتهاى اجتماعى، به خصوص اقدامات سياسى است. اگر در ميان كشاورزان يك دهكده، مردى با علم و تقوا و فضيلت يافت شود كه مانند ديگران در مزرعه كار كند، كمتر حاضرند با او چون پيشواى دينىده رفتار كنند.
همينطور در ميان صنعتگران، پيشهوران، بازرگانان و اصناف ديگر مردم،