ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٥٤
است. اين را مكرر به آنها گفتم. حالا به هر حال جنايت شاه و خيانت امريكا و جنايت امريكا سبب شد كه دانشجويان بپا خاسته برافروخته ما بروند سفارت را بگيرند. يك مشت آمريكايى را در آنجا بگيرند، حماسهاى تازه بيافريند اما به قيمت اينكه ماهها گرفتار نگهدارى اين لوسهاى بىجهت شدند. بىخود نق مىزنند كه چرا روزنامههاى روز آمريكا را براى ما نمىآوريد. سفير انگليس گفت ولى كارتر و دولت آمريكا نمىتوانند تا دو ماه ديگر صبر كنند، ولى ملت ما گفتند ما تصميم خودمان را مىگيريم آنها هم تصميم خودشان را مىگيرند. گفت: خيلى غيرواقعبينانه با مسائل سياسى برخورد مىكنيد. گفتم: همين طور است، ما قرار است با مسائل، آرمانطلبانه برخورد كنيم. انقلاب ما انقلاب آرمانهاست نه انقلاب تسليم به واقعيتها. ما انقلاب كرديم كه واقعيتها را عوض كنيم نه اينكه واقعيتها را هرچه هست بپذيريم. صحبت از تشديد محاصره اقتصادى كرد. گفتم: ما از همان اول قرارمان بر اين بود كه انقلاب پيش برود و لو همان نان و پنير خودمان را كه در همين مملكت به دست مىآيد بخوريم. خدا هم در اين دو ساله بركت داده است. مژده باد بر شما! تا الان محصول گندم ايران نسبت به سال گذشته بسيار عالى است [تكبير حضار] ان شاء الله به سيلوها و نانوايىها برود و همه مردم ايران نان خالى نوش جان كنند و با امريكا بجنگند. [تكبير حضار] در آخر اوقاتش تلخ شد و گفت كه آمريكا دخالت نظامى خواهد كرد. همين كار را كه كرد، و اين ديگر اتمام حجتشان به وسيله سفير انگليس، چون سفير ندارد،