ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٤٢
عوض بشود. بدون آنكه اصل اسلام دست بخورد. بدون آنكه اسلام دست خورده يا تحريف شده را تحويل مردم بدهد؛ اسلام اصيل ولى با زبان روز، با بيان روز و پاسخگو به سؤالات روز را به مردم ارائه كند.
خوب، مىفرماييد كه اين كار هنر نمىخواهد، تخصص نمىخواهد، تلاش نمىخواهد، تمركز نمىخواهد وقت صرف كردن نمىخواهد يا مىخواهد؟ جامعه ما اگر با اعماق وجدان اسلامى پاك خود درمىيابد كه بايد علماى آگاه، درس خوانده، با فضيلت، خداپرست، مردمدوست و خلقدوست، مهربان و خدمتگزار نسبت بهخلق و شيفته رضاى خالق را پيدا كرد، و اگر با تمام وجود آنها را دوست دارد به آنها علاقه دارد، محبت دارد، و جاى آنها را- بدون اينكه احتياج به اين همه بگو مگو داشته باشد- در جامعه خودش لمس مىكند؛ به نظر شما اينجامعه ما، اين عوام الناس ما راه كج رفتهاند يا راه درست و راست؟ جالب اينجاست كه مىگويند: بله آقا، اين عوام نمىفهمند، ما بايد بياييم به آنها فهم صادراتى صادر كنيم تا بفهمند. من قبول دارم كه عوام و توده مردم نياز به آموزش دارند ولى اين را هم قبول دارم كه در جامعهاى كه ما زندگى كنيم همين عوام نيازمند به تعليم و آموزش و هدايت و رهبرى، با يك حس ششم، با يك قلب صاف، چيزهايى را مىفهمند كه من و شما انسانهاى درس خوانده نمىفهميم، اين را هم من قبول دارم. ما با توده مردم در دوره شكوفايى انقلاب تعارف نكرديم بلكه به آنها گفتيم اى مردم شريف انقلابى مسلمان ايران! باور كنيد شما در هدايت اين انقلاب سهيميد، شركت كنيد، با آنها تعارف