ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٣٠
طلب نيست. اين هم از آن دروغهاى شاخدار [تكبير حضار] اما سخنى هم با برادران روحانى، برادران عزيز روحانى در سراسر جمهورى اسلامى ايران و در خارج از سرزمين جمهورى اسلامى، آنها كه الان همگام و يا پيشگام و پيشتاز نهضتهاى انقلابى در كشورهاى اسلامى هستيد و گه گاه هم اينجا آمدهايد، بدانيد! وظيفه يكيك ما اين است روى نسل جوان و نوجوان حساسيت هميشگىمان را داشته باشيم. دشمن درصدد شكار كردن اينهاست. دشمن درصدد گول زدن و فريب دادن اينهاست. دشمن مىخواهد از دل پاك اينها سوء استفاده كند. يك نوجوان، در اهواز در آن سفر چند ماه قبل، آمده بود پيش من، گفت فلانى، من مىخواهم از تو طلب عفو كنم، دل من را نسبت به تو بدبين كرده بودند، اينجا آمدى در همان برخوردهاى اول كه با تو داشتم، ديدم همه آن چيزهايى كه درباره تو از نظر كيفيت برخورد و كار و تماست مىگفتند، عينا فهميدم دروغ است.
بعد اين را گفت، گفت: نمىدانيد دشمن چقدر درباره شماها نيرنگبازى مىكند. چند وقت قبل رفته بودم در يكى از محلههاى فقيرنشين اهواز، در يك خانه يك پيرزنى، برق خانهاش را قطع كرده بودند، بعد رفته بودند در خانهاش و گفته بودند به اينكه: مىدانى چرا برقت را قطع كردهاند؟ بهشتى دستور داده برق خانه تو را قطع كنند. ديروز به من [شعار حضار] زنده باشيد، گفت: [شعار حضار] گفت: همين ديروز، همين امروز صبح گزارش دادند، كه دو نفر دختر جوان در سن دانشآموزى يا دانشجويى در خانهها مىرفتند، سؤالات را يك طورى مطرح مىكردند كه چه كسانى