ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٢٩
بيش عناصر ناصالح وجود ندارد؛ چنين عناصرى وجود دارند، بايد به دست خود روحانيت، حساب اينها روشن شود و كنار زده شوند. [تكبير حضار] روحانيت مىگويد من همان نهاد ديرينه قديم و همان يار مهربان امت مىخواهم بمانم و در تداوم انقلاب و ساختن جمهورى اسلامىامان نقش خلاقى را كه مىتوانم داشته باشم، داشته باشم. همان خادم ملت و خدمتگزار بىمنت باشم. بنگر به امام و رهبر كه حتى از كلمه رهبر كه به حق و بدون هيچ ترديد، شايسته آن است و احدى در دنيا در اين زمينه ترديد ندارد، از كلمه رهبر هم خوشش نمىآيد مىفرمايد: به من بگوييد:
خدمتگزار، بهتر است تا بگوييد رهبر [تكبير حضار]. ملت قهرمان ايران! ما روحانيانى كه به حكم وظيفه، به خواست خدا كه شارع اسلام است، به خواست نبى اكرم و ائمه طاهرين، سلام الله عليهم اجمعين، به حكم آنچه ولى عصر، ارواحنا له الفدا، در روايت مأثور از او فرموده، به خواست امام و رهبر عزيزمان و به خواست آن قهرمانهاى جانباز صحنه انقلاب كه هر جا در جمع آنها هستيم احساس پيوند عاشقانه متقابل برادرىمان عيان و آشكار است؛ ما بر اين اساس مىخواهيم، همانطور كه رهبر فرمود، در جمع شما و در خط اصيل اسلامى انقلاب، خدمتگزار باشيم و نه هيچچيز ديگر [تكبير حضار]. ما همان خادمان بىتوقع از شما ملت، همان حافظان نواميس اسلام و امت و همان پاسداران استقلال جامعه در برابر نفوذهاى مرثى و نامرئى ابرقدرتها و قدرتهاى درجه دوم جهانى، مىخواهيم بمانيم.
نه اينكه بگويم ديگران چنين نقشى ندارند، دروغ است. روحانيت انحصار