ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٢٧
نمىگويم با اين كارمندها نمىشود كار كرد. ما اكثريت اين كارمندان و خانوادههاى آنها را جزئى از جمهورى اسلامى مىدانيم و وظيفه داريم براى سلامت و سعادت و انقلابى شدن آنها و ساخت انقلابى آنها تلاش كنيم. همانطور كه مكرر عرض كردم وظيفه انقلاب اين است كه يك جريان سازنده برومند بوجود بياورد تا بتواند همه اينها را بسازد. اما، اين غير از اين است كه حالا كه هنوز ساخته نشدهاند بگوييم آقايان، ديگران، روحانيان، معتمدان محل، شما كارى به كارها نداشته باشيد، دولت خودش كارها را انجام مىدهد. ما اصلا مىخواهيم دولت در بطن و متن ملت باشد. ما مىخواهيم ديگر ميان دولت و ملت دوگانگى و جدايى نباشد و اين راهش اين است كه راههاى پيوند ميان دولت و ملت كشف شود و اين پيوندها تقويت شود و غير از اين راهى ندارد. اين مسير ماست.
[تكبير حضار] براى اين منظور، روحانيت مىخواهد در صحنه بماند.
دشمن چه كار مىكند؟ (شما مثل اينكه بايد نوارتان را عوض كنيد بسيار خوب من دو سه دقيقه صبر مىكنم كه شما نوارتان را عوض كنيد) [تكبير حضار] خوب، براى اينكه روحانيت از اين نقش خلّاق و مردمىاش دور شود، دشمن شروع كرده است به توطئه، هرجا كمبود و نقصى هست به حساب روحانيت است. هركس دچار درد بىدرمان يا سخت درمانى است، تنگ گوشش وز مىزند بله ديگر، حكومت آخوندها بهتر از اين نمىشود. كجا حكومت آخوندها است؟ در اين مدت مگر چند نفر از روحانيت در مقام مسئول، مسئوليت قبول كردهاند؟ الآن كه ما دولت