ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٢٥
كرده، غفلت كرده، نرسيده، بگويد: آقا! ببخشيد، غفلت كردم؛ امكاناتش نبود، به روى چشم، زود عمل مىكنم. زود هم عمل بكند، غير از اين راهى هست؟ اينكه ما بگوييم روحانيت! در كارها دخالت نكن، دخالت دو معنى دارد يكى اينكه يك آقاى روحانى بخواهد بيايد به جاى شهردار امضا كند، دستور بدهد، فرمان بدهد، بله، اين دخالت غير مسئولانه است. نه فقط روحانى نبايد اين كار را بكند، غيرروحانى هم نبايد اين كار را بكند. هر كسى مسئوليتى دارد، وظايفى دارد. اما اگر روحانى به اين آقا تلفن كرد و به او جواب سربالا داد. يكى از روحانيون مىگفت: براى فلان كار اجتماعى نه شخصى به يكى از مسئولان مراجعه كردم- من عين تعبير او را نمىخواهم نقل كنم- مىگفت: وقتى من از در اتاق اين آقا وارد شدم چنان قيافهاش درهم رفت كه گويى مثلا دشمنش را ديد، است. از اين آقا سؤال كنيد چه دشمنى بين من و او هست؟ اين آقا اين را از من مىپرسيد.
چه سابقه كينهاى بين من و او هست؟ روحانى وظيفه دارد اين كارها را انجام بدهد. مسئول است. [تكبير حضار]. من اينجا اين را صريحا عرض مىكنم: روحانيت آگاه متعهد مسئول، حداقل در حد نظارت همهجانبه و تمام عيار به عنوان معتمدان ملت در جريان كارهاى كشور براى هميشه نظارت خواهد كرد. [تكبير حضار] كسانى در جمهورى اسلامى مسئوليتهاى خرد و كلان را قبول بكنند، كه با اين نظارت مزاجشان سازگار باشد. آنهايى كه اين نظارت را نمىتوانند تحمل كنند، لطفا جايشان را به كسانى بدهند كه از اين نظارت، صميمانه استقبال مىكنند [تكبير