ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣٢٤
را كردهايم كه برادر عزيز! هفتهاى دو- سه ساعت هم وقت، صرف گفتگو با پاسداران جانباز و گرانقدرى كن كه شب و روز جان خودشان را در معرض خطر مىگذارند، براى اينكه اين انقلاب را پاسدارى و نگهبانى كنند و خداى به آنها پاداش عنايت كند. [امين حضار] به اين ترتيب است كه مىبينيد روحانيت، در جاهايى كه حضور دارد مسئوليتش سنگين است. روحانى در يك جا امام جماعت است، امام جمعه است، واعظ است، مىآيد بين مردم. خوب، خودتان شما از اين مردم هستيد ديگر. تا مىرسيد به يك روحانى مىگوييد: آقا فلان گوشه مملكت نابسامانى دارد، كار عيب دارد. اين شما مردم هستيد كه وقتى يك روحانى را در محل پيدا كنيد و ببينيد در كارهاى مملكت اشكالى هست، دشوارى هست، مىآييد به او مىگوييد. حالا اينروحانى چه بگويد، بگويد: آقا به من مربوط نيست. درست است اين گونه جواب بدهد؟ شما عزيزان و ضربتخوردگان پرافتخار براى انقلاب از روحانيون قبول مىكنيد بگويد:
آقا به من مربوط نيست. قبول نمىكنيد. شما مىگوييد: تو مسئول هستى.
تو بايد به مردم جواب بدهى. خوب، اين آقا مىآيد به مسئولان مربوطه تلفن مىكند، مىگويد: آقا! گفتهاند: در فلان گوشه شهر خرابى است. آقاى مسئول برزن شهردارى، مسئله چيست؟ اگر دولت جمهورى اسلامى است، مسئول برزن شهردارى، مسئول ناحيه شهردارى، بايد با كمال خوشبختى به اين آقا توضيح بدهد، بگويد: آقا مسئله اين است، اين دشوارىها را دارد؛ شما هم براى مردم توضيح بدهيد. و اگر سهلانگارى