ولايت، رهبري، روحانيت - حسيني بهشتي، سيد محمد - الصفحة ٣١٤
دارد. آن خدمت بىمنّت به مردم است. مردم ما، بخواهيم يا نخواهيم از روحانى محلهشان انتظار دارند. اگر گرهاى در كارشان پيدا مىشود، قدم جلو بگذارد و گرهگشايى كند. اگر مشكلى پيدا مىشود، حل كند. يادم مىآيد در نجفآباد اصفهان، يك عالم مردمى فعال و محبوب مردم به نام مرحوم حاج شيخ ابراهيم، رحمت الله عليه، زندگى مىكرد. خوب يادم مىآيد آن وقتها ما طلبه جوانى بوديم و دوست مىداشتيم اين الگوهاى خوب را بشناسيم، از آنها چيزى ياد بگيريم. پرسيديم: وضع آقا حاج شيخ ابراهيم در ميان مردم نجفآباد چطور است؟ گفتند: مردم، آقا حاج شيخ ابراهيم را از صميم قلب دوست دارند. چون ايشان هم امام جماعت است، هم مدرس. هم واعظ و هم خدوم كه به مردم خدمت مىكند. بعد گفتند از باب مثال مىگويم. ايشان گاهى مثلا ساعت دوى بعد از نيمه شب يك كسى مىآيد در خانهاش را مىزند. آقا! چيه؟ بله؟ با زنم دعوايم شده، ريشسفيدهاى فاميل خانه نتوانستند دعوا را حل كنند، كار بالا گرفته، ناچار شديم به شما زحمت بدهيم. لطفا بيائيد بين ما صلح بدهيد. آقاى حاج شيخ ابراهيم با كمال خوشرويى با كمال خوشحالى مىرود آنجا مىنشيند، مىگويد خوب يك چاى درست كنيد باهم ديگر بخوريم.
مىنشيند تا صبح اختلاف اينها را حل مىكند و نماز مىخواند و مىرود.
بسيارى از روحانيت آماده به خدمت، براى خدمات مردم زندگى مىكنند، بدون اينكه ساعت معين داشته باشند. هميشه در اختيار مردم هستند.
اينها خصلتهاى اساسى يك روحانى است. در اين بازار تهران يك بچه